Soft moon,Wild dragon

Soft moon,Wild dragon

اِ نیو دراما

دیگه حال فهموندن خودم به بقیه رو ندارم.البته این حس یکی دو سالی هست که باهامه.کنکور پیرم کرد عصبیم کرد بی حوصلم کرد.ولی حداقلش این دو سال شده با دعوا اتفاقاتی میفتاد که شاید منو میفهمیدن.ولی الان حال هیچی نیست درواقع

مثلا اصلا حوصله اینو ندارم که بگم از صبح افتادم رو تخت.حتی ویدیو مسیج هم نمیخوام بدم.کسی که باید بفهمه میفهمه

مثلا خوشمن میاد بگم هر یه ساعت برا چیزای مزخرف مثل ناهار و دارو بیدار میشم

مثلا دوس ندارم بگم از درد گوشم یا کیپ بودن بینیم نمیتونم بخوابم و اینقدر این پهلو و اون پهلو میشم تا خوابم ببره

مثلا حوصله توضیح ندارم

حوصله اینو ندارم که دعوا راه بندازم بگم عه دیدی؟دیدی بازم حرفشو زدی و گفتی من هیچ وقت از حرف زدن برا تو خسته نمیشم ولی شدی؟اره چون بعدش(یا حالا بعد خوندن این متن) میای توجیه میکنی.چرا؟چون من همیشه اون آدمیم که اشتباه می بینه قضایا رو

مثلا حوصله بحث درمورد تکسای چنلتو اصلا ندارم.

حوصله اینکه تشنه ای.

بعد از اون دعوا حتی یه اهنگو برا دو نفر نمیفرستم.بعد تو تشنه دو نفری😉

اصلا دیگه مهم نیست.بعد از گفتن این حرفا بقیش دیگه اهمیتی نداره.میدونی دیگه تا نگفته بمونن ارزشمندن.

ولی بازم مقصر منم این دفعه

نهههه من نیستم تو منو مقصر نکردی که

اره میدونم

میخوابم(اگه خوابم ببره).خوش بگذره!

۱۴۰۵/۰۶/۲۸ 16:20 Valora

آمارگیر وبلاگ

© Soft moon,Wild dragon