تبریک یکسالگی وبلاگم:)
^از طرف استورم ویل^
مثل همیشه مینویسم،برای دریای آبیم .
با این حال اینبار مینویسم برای تبریک گفتن به تک دختر نارنجی نویسنده ام، خوب میدونی باعث افتخارمی .
برای اینکه نگاهت کنم و از داشتنت لذت ببرم نیاز به دلیل های بزرگ ندارم ، مثلا عروسکم همین الان که یک سال از داشتن وبلاگت میگذره و میبینم اینقدر قشنگ از چیزای ساده مینویسی خودش دلیله ؛یه دلیل ساده .
تو که میدونی برام نوشتن و حرف زدنت چه معنی ای داره پس دیگه بازش نمیکنم مثل یه راز خودت بهش فکر کن:.
به زیباییت کسی دیگه به چشم نمیاد.
اوه بزار همینجا صبر کنیم داشتم از یکسالگی وبلاگت میگفتم ولی باز ته همه نوشته هام داریم میرسیم به خودت، درسته تو و وبلاگت از هم جدا نیستید ولی وارد مرحله حرف زدن راجب دوردونه نشیم اخه اگه واردششیم دیگه نمیتونیم خارج شیم.
نوشته هات همیشه از دور داد میزنن که تو نویسندشونی ، سخت نیست فهمیدن اینکه نوشته ها کار دست یه دختر سختگیر و دیوونه است😂.
بهت نگم دیوونه که شبم صبح نمیشه دیوونه ای دیگه دیوونه من .
چرک نویس شو میشه با نوشته های خیلی ها مقایسه کرد بعد میگه که اره خیلی بچه گونه است ، عزیز دوردونه میترسم از بچگونه بودن از نظر خودت دربیای دیگه بعد تو کسی روش نشه بنویسه .
آدما میگن بهترین حس اینه که به چشم کسی بهترین بنظر برسید ، بهترینی تو همه چی ، اگه الان این موضوع فقط از نظر من باشه هم مهم نیست یه روز وقتی اون بالابالا ها زیر نور ببینمت ، قول میدم اون پایین تو تاریک ترین قسمت سالن وایسم ، تا اون روز ببینی به جز من کلی ادم ایستاده تماشات میکنن ، چون بلخره همه میبینن ، تو رو میبینن.همه دختر سفید رو و مو نارنجی منو با دستای همیشه سردش ، موفق ، قوی و بهترین میبینن .
من گفتم وارد مبحث حرف زدن راجب چشم خوشگلم نشیم و بازم نشد .
اون جفت مرواریدا رو همیشه برای من بزار کنار دریام.
«یکسالگی وبلاگ خوشگلت مبارک ، خوشگلم»
🩶🫂
time of occurrence: September 24
Message sending time:September 23,23:02








