Soft moon,Wild dragon

Soft moon,Wild dragon

نمیدونم صبح بود یا ظهر ولی خواب دیدم دارم کلی گریه میکنم برای حمید هیراد..چیزی که در واقعیت انجامش ندادم..اون روز فقط تپش قلب گرفتم و عرق سرد ریختم..نتونستم براش گریه کنم..انگار خشکم زده بود..من یه بار تجربه مرتضی پاشایی رو داشتم..ولی این یکی انگار فرق داشت..تو خواب انگار داشتیم وصیت نامه ش رو میخوندیم..و گفته بود من قبر نمیخوام..فقط برای یه عکس رو بنر چاپ کنید..واقعا حالم بد بود!!

برچسب‌ها: ParallelPages🌧
۱۴۰۵/۰۵/۲۲ 19:49 Valora

آمارگیر وبلاگ

© Soft moon,Wild dragon