بیا منطقی صحبت کنیم..بیا همه چیو درست کنیم هوم؟..ببین خیلی طبیعیه بعد از این همه مدت کم بیاری..خیلیی عادیه که بعد از یه ماه سخت و ازمون های نهایی الان فقط چسبیده باشی به تخت..البته که تو داری حداقل ۹ ساعت رو میخونی..ولی ذهن کمالگرات میگه کمه..راست هم میگه..ولی مشکلش چیه؟..این همه خوندی..این چند روز رو فراموش کن..بیا تمرکزمونو بزاریم برای چند روز اینده..وقت بیشتری برای شیمی بزار..ریاضی اهمیتی نداره..میدونم دیروز ریاضی به هم ریختت.ولی ریاضی هیچ اهمیتی نداره..تو خودت میدونستی ریاضیت خوب نیست برای همین رو تشریحی بیشتر وقت گذاشتی و به احتمال خیلی زیاد ۲۰ میشی..خوبه دیگه..یعنی سر امتحان پنج شیش تا سوال ریاضی اسون گیر بیاری بزنی کافیه..بقیه وقت هم زمین میزنی که خوندی..به نظرم خوبه..
زیستت داره خوب پیش میره..حداقل یازدهم و دوازدهمت اوکیه و دهمت انو مونده مرور کنی ولی بهش میرسی..فیزیکو نظری ندارم فعلا..شیمی هم همینطور..ولی میگم دیگه زیست و شیمیو بیشتر وقت بزار کار در میاد..نشد نداره..داداش نشد نداره..
میدونی..باز باید برسیم به همون حرفت..همون حرفی که تو نهاییا میزدی..برام نمره مهم نیست..من فقط اون صندلی دانشگاه رو میخوام..همون رشته..حالا با هر نمره و هر درصدی..چون این نمره نیست که تعیین میکنه..این ترازه که بهت میفهمونه چقدر خوب یا بد بودی..
به قول استورم ویل تو از ۶۰ درصد نهاییا ۵۰ درصدشو حداقل گرفتی..یعنی بارتو بستی..میگه اگه بری سر ازمون و کیک و ساندیس بخوری بازم قبولی..البته که اینو داره برا دل من میگه..ولی مفهوم حرفا مهمه..
فکر میکنم زیست در میاد..اخه من کل سال داشتم زیست میخوندم..فیزیکم در میارم در حدی که ۵۰ رو بزنم..فیزیکت خوبه مگه نه؟اره میتونی..یه شیمیو باید وقت بزاری روش..داغون نیست وضعت ولی نیاز به ادامه دادن داری..
دیدی چه اسون همه چی حل شد؟..حتی پزشکی تعهدی هم هست..میدونی اول سال اینجوری بودم که نه نمیخوام پزشکی تعهدی..اخه من عاشق مهاجرتم..من دوست دارم برم..ولی با کدوم پول ها؟..اکه اینقدر پول دار بودی که الان نگران دانشگاهت نبودی..بنابراین میمونم و میسازم..زندگیمو..وقتی پولش اومد..میتونم تصمیم بگیرم بمونم یا نه..
استورم ویل میگفت پارسال یکی با رتبه ۴۹۰۰ تعهدی دانشگاه ایران رو اورده..من از اون بیشتر میشم به نظرت؟..فک نکنم..داداش وضعم اونقدرام خراب نی..درست میشه نه؟..اره فقط به صبر نیار داره..کمتر از دو هفته دیگه راحت شدی..حتی فکرشم قشنگه..
میدونم همش ته ذهنم اونجا خودمو می بینم..می بینم که تونستم..می بینم که روپوش سفیدم تنمه..من همه اونا رو می بینم.باور دارم..شاید همون نشونه ایه که از خدا خواستم..ولی بازم ته دلم نگرانه..مغزم ارومه ولی قلبم نگران..
نشد نداره نه؟








