آزمون عربی نه؛مکان خالی شدن عقده ها!
سلام
ازمون عربی؛
نابود کننده.مزخرف.داغون.جایی برای خالی کردن عقده ها
ناراحتم خیلی زیاد.بالای ۱۸ میشم خب؟ولی بد شد.نباید زیر ۱۹ میشدم.بدترین نمرم توی عربیه واقعا.البته به غیر از یازدهم.اخه ما دهم معلم نداشتیم.معلم یازدهم که خیلییی سخت گیر بود اومد اول مهر یه ازمون خیلییی سخت گرفت که سطح بچه ها مشخص شه.همه بچه ها افتادن.منم فکر کنم ۱۴ ۱۵ یا ۱۶ شدم یادم نی.اره غیر از اون این بدترینه!
بازم از نمرم ناراحت نیستم.خیلیا همینجوری بودن.فقط یه جمله مامان از صبح رو مخمه؛
آقاخ(یکی از بچه های کلاس) مامانش همش پز میده بچم پارسال همرو بیست شده.سر این ازمونا بچشو تا لحظه اخر پشت در نگه میداره درس بخونه و نمیزاره بره تو.شبا باید به زور دوساعت بخوابونمش
خب باشه مامان من.اون کل کلاسای مدرسه رو شرکت نمیکرد.اون داره کار درستی میکنه؟پس چرا وقتی من خودمو جر دادم گفتم نمیخوام کلاسای مزخرف مدرسه رو شرکت کنم و با ماز پیش میرم نزاشتی؟ها؟اره اون وقت کرده همه درسا رو بخونه ولی ما میشستیم سر کلاس عربی ای که استاده میومد فقط میگفت هیس هیس.میگفت کی میتونه جواب بده میگفتیم ما میگفت هیس هیس.میگفت چیزی نیاز ندارید فقط ترجمه کلمه به کلمه.که اینجوری ریده شه تو امتحانم.
اره مادر من.من دو هفته ست هر روز به این فکر میکنم که چی میشد به حرفم گوش میکردی و میزاشتی سر کلاسا نرم.من شروع کرده بودم نرم.یادم نمیره.شنبه.کلاس زیست.بهت زنگ زدم گفتم بالا موندم نمیرم سر کلاس زیست.میخوام درس بخونم.چون معاون مون نیومده اگه زنگ زدن بهت که غایبه نگران نشو.منتظرم معاون بیاد.و بعدم تو زنگ زدی معاون مثلا درد و دل.معاون هم منو کشیده کنار که مامانت نگرانه خیلی.منم گفتم اوکی میرم سر همه کلاسا.
اره میتونستم بیشتر از این تلاش کنم.ولی میترسیدم اخرش خوب نشه و بیای همه تقصیرا رو گردن من بندازی.
ولی قبول داری هنوز چیزی تموم نشده؟قبول داری که با یه نمره چیزی خراب نمیشه؟قبول داری زیست و ریاضیو از خیلیا بهتر شدی؟یا ادبیاتو؟پس نباز خودتو بچه.میریم ادامه!
____________________________
از صبح ترکیدم به خاطر این حجم از فکر.خداروشکر خالی شدم!








