Soft moon,Wild dragon

Soft moon,Wild dragon

راستییییی

سر مدرسه هم خیلیییی حرص خوردم.لومیرا پیام داد که معلوم شد حوزه مون کجاست.مدرسه شما خبر نداد؟

رفتم کانالو چک کردم نوشته بود خودتون برید ببینید.

ولی من قبلش پیام اموزش پرورش رو خونده بودم که نوشته بود فقط برا مدیرا بازه.

هیچی با این حال رفتم چک کردم و هیچی نبود.بعد مامانم زنگ زد معاونمون.اونم که کلا در حال دفاع از مدیر الدنگ مون(خیلی با ادب دارم برخورد میکنم).مامانم گفت یعنی چی که نمیشه با این خانوم ارتباط گرفت.ما با مدیر کل سازمان مون در ارتباط هستیم.وای مدیرمون واقعا خیلی داغونه ازش متنفرم و نفرینش کردم‌

چون سال قبل که دخترش دوازدهمی بود سنگ تموم گذاشت براش ولی برا ما رید.

تابستون بهش میگفتیم گرمه کولر بزن میگفت مگه الان وقت کولره؟ولی خودش زیر کولر گازی بود.خب ....

ببین اخرش دوباره معاونمون زنگ زد که اره مدیر پیگیری کرد و منطقه گفتن برای مدرسه ما فقط مشخص نشده.به مامانم گفتم اینا مثل چی دروغ میگن.مگه میشه؟لومیرا مشخص شده.رفیق استورم ویل که تبریزه مشخص شده.فقط مددسه ما؟اینا اصن دنبالش نرفتن

اره ببین اینقدر حرص خوردم که قفسه سینم درد گرفته بود.تپش قلب گرفتم و از درد معده قرص خوردم.جدی لعنت بهشون:))))

چون این اولین و اخرین کاری بود که میتونستن برا ما بکنن و نکردن!!!

برچسب‌ها: The last Chapter🙃🍃
۱۴۰۵/۰۴/۱۷ 0:21 Valora

آمارگیر وبلاگ

© Soft moon,Wild dragon