ادامه ی زندگیه صگی!
همچنان این زندگی سگی ادامه داره.این چند وقت بهم خیلی سخت گذشت.الان دارم از خواب میمیرم.ولی همچنان میترسم بهم گیر بدن که چرا درس نمیخونی.
جدی دلم نمیخواست برم شمال. واقعا خسته کننده و طاقت فرسا بود.به خاطر اینکه عمم اینا(چه ادمای خوبی🤡) با ما برنگردن رفتم.
دارم از خستگی میمیرم.کاش جدی منو ول کنن بزارن درس بخونم.همه یه جور مانع سر راهمن.اخرشم میان میگن خب بیشتر تلاش میکردی.گریه دارم.
ولی بیاید یاد بگیرید همو بیشتر درک کنید.مثلا به استورم ویل میگم من از صبح دلم درد میکنه و سر به سرم نزار.سریع میاد میگه قهرم.اینجوریم که داداااش همین الان گفتم اذیتم نکننن:///
۱۴۰۵/۰۴/۰۷ 18:6 Valora








