خواب های عجیب
خب تصمیم گرفتم خواب هایی که می بینمو بنویسم.چون جدیدا خیلییی زیاد خواب می بینم.در واقع کابوس می بینم.
خب امروز یه ساعت و اینا بعد از ظهر خوابیدم و خواب های مزخرف دیدم:
- اولین این بود که استورم ویل منو تو چنلش ادمین کرده بود و من اصلا حواسم نبود و پیام گذاشته بودممم
- دومیش این بود که شمال بودیم بعد بابام داشت با ابجیم حرف میزد که اره نگاه کن خواهرت درس نمیخونه و اینا.منم که اسم درس میاد حرصی میشم.دستم یه کاسه بود پر از انار(اخر بهار چرا باید انار داشته باشم)بعد اصلا داشتم صدای تلویزیون رو درست میکردم.بعد اون کاسه که دستم بودو پرت کردم سه متر اونور تر و همه چیش پاشید و شیشه خورداش برگشت رفت تو دست خودم و از کف دستم داشت خون میومد😂😂بعد رفتم تو اتاق و درو بستم و از خواب بیدار شدم
برچسبها:
ParallelPages🌧
۱۴۰۵/۰۳/۲۵ 18:26 Valora








