Soft moon,Wild dragon

Soft moon,Wild dragon

الان یه ادم بی روح و خسته افتاده در رخت خوابم!

واقعا چمه؟نمیدونم.مامان وضعیتمو دید و گفت که ازمون رو انلاین بدم.بهش گفتم به هیچ بودجه بندی ای نرسیدم.گفتم که دلم برای پولی که دادی میسوزه.گفت نگران نباش بهش میرسی.همین یه جمله کافی بود تا اروم بگیرم.نمیدونم از ته دلش بود یا نه. اخه همین چند روز پیش فکر کنم سه شنبه بود که گفت من میدونم والورا خیلی داره تلاش میکنه ولی به خواسته ش نمیتونه برسه.چون یه سری دیگه حقشو میخورم.من نمیخوام این حرف مامانم عملی بشه و باید تمام زورمو بزنم.کمتر از ۱۵۰ روز مونده و من باید زیادی تلاش کنم.مغزم پره.پرررر.نیاز به رهایی داره ولی الان وقتش نیست. نیاز به بغل داره.نیاز به گریه داره.فقط من حتی برای این کارا هم خستم.پوف ولش کن

باید بازیگر بهتری بشم.باید بهتر بازی کنم.تو زندگی باید بازیگر باشی.برای دوستات و خانوادت باید بازیگر باشی.اینجوری هیچ کدوم اسیب نمیبینید.مخصوصا در رابطه با استورم ویل.فقط باید نقش بازی کنم تا حال خودمو خوب نگه دارم.یه ذره برم تو اون فازم اونم میرینه تو اعصابم.

امروز ظهر هم نخوابیدم و به خودم افتخار میکنم بابتش!

۱۴۰۴/۱۱/۱۷ 1:3 Valora

آمارگیر وبلاگ

© Soft moon,Wild dragon