Soft moon,Wild dragon

Soft moon,Wild dragon

من و لونارا هرشب میریم اینستا و بعد میخوابیم.دیشب این متن رو تو اینستا دیدم و ازش اسکرین شات گرفتم.و خیلی راحت ازش عبور کردم.بعدش که اومدم بفرستم تو چنل؛چون هرچی که دوست داشته باشم و اونجا میفرستم انگار بایگانیه.یهو تموم وجودم غم شد.یادش افتادم.حالا یکی هی تو ذهن من میگفت تولد ۱۸ سالگی دیگه تکرار نمیشه.تمام حسرتای زندگیم اومد جلو چشمم.حسرتایی که دیگران نمیتونن بگن تلاش نکردی و نرسیدی.چون چیزایین که حتی با تلاش منم به دست اورده نمیشدن.اره.دیشب بلخره گریه کردم.زاررر میزدم.به هق هق افتادم.هرکاری‌میکردم جلوی خودمو بگیرم نمیشد.ولی خب خالی شدم.همیشم استرس ساعت و داشتم.چون هی داشت به ساعت ۳ نزدیک میشد.خوبم نخوابیدم.

من در طول شبانه روز ادم بی احساسیم(اینطور که بقیه میگن)ولی اخر شب.خوشحالم واقعا اون تایم احساسی شدنمه.چون هیچ کس بیدار نیست و عموما خودمم خوابم.پس اون ورژن زیاد دیده نمیشه.ولی دیشب به استورم ویل پیام دادم با همون حالت. گفتم:

تو میدونی تا حالا اینجا چند بار دلم شکسته؟

منم نمیدونم چون اصولا فکر میکنم که چرتکه انداختن تو رفاقت معنی رفاقتو از بین میبره

ولی دلم خواستم بگم امشب سر تک تک اتفاقات گریه کردم و بغضم ترکید

دلم خواست بگم

شبا احساسی تصمیم میگیرم و اینو دوست دارم.چون کمتر شبی پیدا میشه که بیدار باشم

:)))))

برچسب‌ها: Stormveil🩶
۱۴۰۴/۱۰/۱۸ 9:43 Valora

آمارگیر وبلاگ

© Soft moon,Wild dragon