Soft moon,Wild dragon

Soft moon,Wild dragon

صحنه جالبی بود‌.اینقدر گریه کرده بودم نفسم نمیومد.رفتم تو تراس پنجره رو باز کردم که باد بخوره به صورتم.یه نفس عمیق کشیدم و گریه کردم.به پایین نگاه کردم دیدم ارتفاع کمه:)

اون تنها جایی بود که تونستم راحت نفس بکشم:))

۱۴۰۴/۱۰/۰۹ 18:14 Valora

آمارگیر وبلاگ

© Soft moon,Wild dragon