کنکوری ۴۰۵ یا اعدامی؟
این روزا عصبیم با یه خرده ادم.کاش ادما بفهمن من اذیتاشونو تحمل میکنم.دراما ها رو تحمل میکنم.تیکه ها شونو تحمل میکنم.حتی بی محلی هاشونو تحمل میکنن.ولی فقط کاش رو مخم نرن.همین.فکر نمیکنم خواسته زیادی باشه.
حتی حال نوشتنم ندارم.
عین یه اعدامی که نمیدونه قراره کی اعدام بشه.این نتایج کنکور هم خرخره آدمو گرفته ول نمیکنه.واقعا دیگه خستم.خیلی زیاد.همشم باید خبر کنکورو بخونن.خب نخون.تو دلت بخون.داد نزن.اه.واقعا حرصیم.
هی میگم اینا کارشون مشخص نیست.هر روز خبر میاد دو روز دیگه.اوایل ماه.اوایل هفته.اوایل قرن.بکشید بیرون ازش پوووففففف.
من دیگه خیلی خستم.نیاز دارم یکی بغلم کنه.همه خستگیامو از تنم بیرون کنه.مغزمو خالی کنه.من داغونم این روزا.
چی میشد یه زندگی بهتر داشتم؟
حقته.اره حقمه.من تلاشی برای زندگی نمیکنم پس همینم حقمه.بشین و تا اخرش همینجوری بمون تا بمیری!!








