Soft moon,Wild dragon

Soft moon,Wild dragon

خوش گذرونی بعد نهایی!!

امروز روز خوبی بود..روز خیلی خوبی!!

البته میدونی؟بازم اخر شب میرسم به این جمله که من واقعا خوشحالم؟یا نهدارم دردامو پنهون میکنم؟خب این چه سوالیه قطعا دومیه.چون همیشه یه غم خیلی بزرگ رو شونمه.حس میکنم تا اخر کنکور قراره همین باشه.ولی تا اخرش زیاد نمونده.البته که این مسائل به کنکور ختم نمیشن.به اعلام نتایج میرسن.ولی من میخوام تلاشمو بکنم جوری که اینقدر این دو هفته بخونم که زیر چشام کبود شه.

امروز با استورم ویل رفتیم بیرون.یه روز استراحت بعد نهاییا.به هم قول داده بودیم.قرارمونم کامل گذاشتیم.اول برنامه این بود که با هم بریم میرداماد من پیش ارایشگرم برم موهامو بزنم.بعد سه شنبه بود که مامان گفت بهش بگو بیاد بعدش بریم استخر.که همینم شد.یعنی به استورم ویل گفتم و قبول کرد.

رفتیم مترو.اونم اومد.یعنی اینقدر ما عکس گرفتیم از هم که قشنگ معلوم بود عقده ایم.عقده ایه عکس.قشنگ معلوم بود که همو کم میبینیم.ولی خب من یه شخصیتی دارم اینه که وقتی با رفیقامم ادمای دیگه برام مهم نیستن.اینکه چی فکر کنن راجع به من و اینا.ولی وقتی خودم تنها باشم یا با خانواده انگار یه کمبودی حس میکنم.

دیگه رفتیم و من موهامو کوتاه تر از دفعه قبل زدم.فک کنم از سه سانتی هم کوتاه تره😂🦧.به جون خودم یه ماه دیگه اینقدر بلنده که میتونم ببافمش.

برگشتیم و خونه یه ناهار خوردیم و حاضر شدیم رفتیم استخر.میتونم بگم بهترین استخر عمرم بود.قشنگ مست بودم.وای اینقدر گفتیم و خندیدیم.می رقصیدیم.حرکتای شناش رو اصلاح کردم.تو اب بوکس کار کردیم فکککک کنننن.کلی رمانتیک بازی.وای سر سالتو زدنش غششش کردم از خنده.واییییی خیلی خوب بود.

اومدیم بیرون که دوش بگیریم مامان گفت شامپو اینا رو جا گذاشتم هیچی.از مربیم وسیله گرفتیم.

من اومدم شلوار بپوشم.مربیم اومد گفت تازه موهاتو زدی؟گفتم بله همین صبح زدم.گفت چرا.گفتم اخه دو هفته دیگه کنکور دارم(دلیل اصلیش این نبود)گفت اها میخوای تمرکز صدت رو درس باشه گفتم اینم هست ولی خب من خیلی با موهای باز مشکل دارم اینقدر موهامو سفت بستم که کچل شدم.گفت ولی خیلی بهت میاد(توهم توطئه!!!اینکه بهم نیاد و همه به مسخره بگن.ولی خب فاقد اهمیت)با این حال کلیییی اکلیلی شدمممممممم😭😭😭

اومدیم خونه بابا بهم میگه سلام پسر بابا🤣🤣😌

استورم ویل گفت که وای دلم چنل میخواد.منم قبلش واقعا تو این فکر بودم که امروز خوراک تو چنل گذاشتن بود.اخه چند وقت پیش با هم برنامه ریخته بودیم که چنل دو تایی بزنیم.و اون داستاناشم بزاره تو چنل.اسمشم حتی من انتخاب کرده بودم و بهش گفته بودم.دیگه کاراشو انجام دادم هعب!البته که میخواستم بعد کنکور انجامش بدم ولی خب حیف بود امروزو از دست میدادم!

استورم ویل یه رفیقشو دو تا از هم باشگاهیاشو اد کرد.منم پرگل رو فعلا اد کردم.به لومیرا فرستادم اون هنوز ان نشده.

جدیدا کم ان میشه.البته نه به خاطر درس.چون حالش خوب نیست.ولی هردفعه ازش میپرسم جواب نمیده.یا میگه خوبم.منم میگم اره دوبار.فک نکنید تلاش نکردم چرا کلی تلاش کردم ولی خب جوابگو نیست.مثلا دیشب بعد از چندین ساعت ان شد گفتم خوبی و اینا همون جوابای همیشگی رو داد.بعد گفت میتونم برم تو مازت(چمد وقته مازم رو به استورم ویل و لومیرا میدم.برا کمک.و این خیلی خوشحالم میکنه).گفتم اره.بعد خودش پیام داد که میدونی از چی بدم میاد؟از اینکه فک کنی چون به مازت نیاز داشتم انلاین شدم ولی اصلا اینطور نیست و نمیتونم ثابت کنم.منم واقعا به این موضوع فکر نکرده بودم و بهش همینم گفتم.

در کل خیلی خوش گذشت!

دو تا ارزو دارم الان:

یک اینکه این خوش گذرونی ها ادامه دار باشه و هیچ وقت دوستایی که الان دارمو از دست ندم(دارم خیلی تلاش میکنم)

دو اینکه کاش این خاطرم تبدیل نشه به یه خاطره ای که دوس ندارم به یاد بیارمش!!میخوام همیشگی باشه برام.همینقدر دلنشین

برچسب‌ها: Stormveil🩶
۱۴۰۵/۰۵/۱۵ 23:57 Valora

آمارگیر وبلاگ

© Soft moon,Wild dragon