Soft moon,Wild dragon

Soft moon,Wild dragon

امروز اصلا روز خوبی نبود به شخصه.اول از همه که استرس ازمون زیست رو داشتم.معلم زیسته میخواست فصل چهارم دوازدهم رو ادامه بده ولی بچه ها گفتن اینجوری ما به بودجه بندی گزینه دو نمیرسیم و راضیش کردن که یازدهم رو درس بده.

زنگ سوم هویت بود که به ما خبر دادن قراره نصف ازمون رو تو نیم ساعت امروز بدیم نصف دیگشو یه روز دیگه.دوباره بچه ها شروع کردن به اعتراض کردن.من اوکی بودم چون دوست نداشتم واقعا تا سه و نیم تو مدرسه باشیم.بعد از ۴۵ دقیقه جر و بحث که باعث شد سر کلاس هویت هم نریم اخرش گفتن همین امروز میگیرین.

دیدی یه حس امیدی میاد توت ولی خیلی سریع نابود میشه؟

من از این حس متنفرم.از اینکه امیدوار بشم و دو دیقه بعد همه چی نابود شه.دقیقا هم همین شد.ما رو فرستادن سر کلاس.منم بی دلیل به خاطر فشار و شاید اون امید الکی که داشتم و نشد زدم زیر گریه و کل زنگ داشت از چشام اشک میومد.جوری که تو زنگ بعدش چشام باز نمیشد.(چون من خشکی چشم شدید دارم و با گریه کردن داغون میشم).سرم هم به شدت درد گرفته بود.

ازمونم دادیم و از شانس خوبم همون نمونه سوالاتی بود که از لومیرا گرفته بودم.واقعا خیلی خوشحال بودم.به دوستمم داده بودم برای همین وقتی اومدم خونه بهم پیام داد که به خاطر ازمون امروز هرکاری بگی برات میکنم.منم چون جوابی نداشتم (و البته با مشورت از لومیرا)بهش گفتم به وقتش میگم

من که رسیدم خونه داشتم از سردرد میمردم.یه قهوه خوردم که رو پا نگهم داره.تونستم دو ساعتی درس بخونم ولی بعدش وا رفتم(حالا میفهمی چرا دوست نداشتم تا سه و نیم مدرسه باشم)برای همین یه نیم ساعتی چرت زدم و بعدم که بیدار شدم حالم خیلیییی بد بود.

ضربان قلبم بالا.شکمم درد.معدمم میسوخت.باعث شد شام نخورم.و حتی تایم مطالعه امروزم ۴.۵ ساعت باشه و به هدف ۶ ساعتم نرسم

ناراحتم:)

اهاع اینم نگفتم که یکی از ازمونای هویت رو شدم ۱۹.۷۵ یکیشم شدم ۱۵(البته از ۱۵ نمره بود).رو اون یکی که ۱۹.۷۵ شده بودم اسممو یادم رفته بود بنویسم😂.رفتم و به معلمه گفتم و گفت خوب شد گفتی برات مستمر ۱۹ رد کرده بودم ولی الان درستش میکنم میشه ۲۰

۱۴۰۴/۰۸/۲۴ 23:22 Valora

آمارگیر وبلاگ

© Soft moon,Wild dragon