برای تو؛ تریتیوم!
بعضی آدمها شبیه درختاند؛ هرچه بادهای زندگی شدیدتر میشوند، ریشههایشان عمیقتر میشود. او از همان آدمهاست. دختری که آرزوهایش را فقط تماشا نمیکند، برای تکتکشان قدم برمیدارد؛ حتی وقتی مسیر سخت است و کسی خستگیهایش را نمیبیند. لبخندش آرام است، اما پشت آن، دنیایی از تلاش، صبوری و امید پنهان شده.
رابطهاش با خدا شبیه نوری است که حتی در تاریکترین شبها خاموش نمیشود. هر وقت دلش خسته میشود، امیدش را از همان جایی برمیدارد که خیلیها پایان راه میبینند. انگار ایمان، قطبنمای قلبش است؛ هرقدر هم گم شود، دوباره راهش را پیدا میکند.
و مهربانیاش... شبیه بارانی است که بیهیاهو میبارد؛ نه برای دیده شدن، بلکه برای جان دادن به دلهایی که تشنه آرامشاند. مطمئنم روزی تمام این قدمهای بیصدا، تمام دعاهای از ته دل و تمام اشکهای پنهانش، به زیباترین فصل زندگیاش تبدیل میشوند؛ چون خدا همیشه صدای دلهایی را میشنود که با عشق تلاش میکنند.
____________________________________
چون امروز همه ناراحتم کردن، دلم خواست به تو حس خوبی بدم:)








