Soft moon,Wild dragon

Soft moon,Wild dragon

مربی شنام؟پوووف

خب امروز ساعت ۷ بیدار شدم گفتم خوب درس بخونم که میخوام برم استخر به خاطر مهتاب که اولین جلسه اموزشیش بود و خب میگفت هروقت والورا بیاد میام. ۷ تا ۹ ریاضی خوندم بعد دیدم دیگه چشام باز نمیمونه گرفتم خوابیدم.ساعت ده ابجیم هی تو اتاق رژه میرفت که گشنمه.هیچی دیگه از خواب سیر نشدم پا شدم صبحانه حاضر کردم.

بعدش دیدم اصلا حوصله درسو ندارم بنابراین زدم یوتیوب و ویدیوهای کومان رو دوتایی دیدیم.خوش گذشت.بعدم حاضر شدیم بریم استخر.مهتاب اومد دنبالمون.وقتی رسیدیم من خواستم برم تو تا از مربیمون بپرسم عینک و کلاه شنا رو میده به من بدم به مهتاب یا خودش میده بهش که گفت خودم میبرم تو برو تمرینو شروع کن.بعد من اینجوری بودم که بدددد شدددد.مهتاب به خاطر من اومده الان فکر میکنه همینجوری اومدم داخل حواسم بهش نبوده هیچی.

رفتم با مربی جدیدمون اشنا شدم و تمرین کردیم.خداییش رو بخوای دقیقا عین ش یعنی مربی تیم بهمون تمرین میداد و اصلا اخلاقاشم عین همونه.عین بچه های تیم سخت تمرین کردیم و اینکه کلاس اختصاصی بود😂 فقط منو ابجیم بودیم.

از شانس گند منم همون شنایی که دوست ندارم یعنی دوباره روز تمرین کرال پشت بودددد پووووف.هفته پیشم که دو جلسه رفتم هر دوش کرال پشت بود.ولی جدی خیلییی پیشرفت کردم توش.قبلا چون ازش بدم میومد نمیتونستم خوب برم.من توی پروانه و کرال سینه خیلی خوبم😈

هیچی دیگه بعدش منو مهتاب رفتیم تو جکوزی و من برای اولین بار بعد این همه استخر رفتن امتحانش کردم.اخه هر دفعه استخر میرم برا تمرینه و این چیزا رو امتحان نکرده بودم ولی خیلیی کیف داد.جوری که گفتم کاش تو خونمون یکی از اینا داشتیم تا وقتی خسته میشدیم از درس میرفتیم ریلکس میکردیم😂😂مهتاب هم تایید میکرد.

بعد مهتاب دوباره پرسید که کی میای و ازمونات شروع بشه میای یا نه؟و خب کاملا متوجه شدم دوست داره من باشم.

اومدیم خونه تازهههه یادم افتاد ملیسا کیهههه.رفتم زدم اینستای ش رو باز کردم و عکسشو اوردم به مامان نشون دادم.جدییی چقدر تغییر کردهههه.تتو و کراتین و رنگ مو و عوووووو واقعا نشناختمشششش😂

ولی وقتی فهمیدم به فکر فرو رفتم و دوباره برگشتم به همون روزا:)))

۱۴۰۵/۰۳/۲۴ 21:8 Valora

آمارگیر وبلاگ

© Soft moon,Wild dragon