وقتی...!
استورم ویل:
_________________________________________________
برا همین نه ناراحتیم نه ذوق کردنم هیچ کدوم معلوم نمیشه
ولی من برای تک تک ریزه کاری ها بیشتر از کار هایی که به چشم میان تلاش میکنم
وقتی سر ریاضی باهات حرف نمیزدم دست تو میگرفتم
وقتی دوست نداشتی اشکت و کسی ببینه نگاهت نمیکردم
وقتی نمیخواستی زیستو بیای به بهونه دفترم اومدم بالا که بدونی ناراحت نشدم
وقتی بهت خبر نداده بودم که نمیام فقط بردمت یه جایی که بهت بگم چرا نبودم
وقتی جامون و عوض کرد
نگاهت میکردم که اگه نگاهم میکنی بدونی حواسم بهت هست
حتی وقتی نگاه نمیکردیم و نمیدیدی نگاهت میکنم
بهت میگفتم خوب با ن و س دوست شدی خندیدی یا که بدونی نگاهت میکردم
وقتی از سر کمر درد و خرابی صندلی ها زنگ تفریح ها میشستم رو میز و صندلی معلم میخواستم بگم منم دوست دارم بهت نزدیک تر شم
وقتی سر کوچیک ترین چیز باهات دعوا کردم میخواستم بدونی روت حساسم
وقتی موقعی که اسم تو رو کاغذ مینوشت بهش گفتم شش کوچولو شو یادت رفته میخواستم بگم میدونم که رو چیا حساسی
و کلی وقتای دیگه








