Soft moon,Wild dragon

Soft moon,Wild dragon

وقتی...!

استورم ویل:

_________________________________________________

برا همین نه ناراحتیم نه ذوق کردنم هیچ کدوم معلوم نمیشه

ولی من برای تک تک ریزه کاری ها بیشتر از کار هایی که به چشم میان تلاش میکنم

وقتی سر ریاضی باهات حرف نمیزدم دست تو میگرفتم

وقتی دوست نداشتی اشکت و کسی ببینه نگاهت نمیکردم

وقتی نمیخواستی زیستو بیای به بهونه دفترم اومدم بالا که بدونی ناراحت نشدم

وقتی بهت خبر نداده بودم که نمیام فقط بردمت یه جایی که بهت بگم چرا نبودم

وقتی جامون و عوض کرد

نگاهت میکردم که اگه نگاهم میکنی بدونی حواسم بهت هست

حتی وقتی نگاه نمی‌کردیم و نمیدیدی نگاهت میکنم

بهت میگفتم خوب با ن و س دوست شدی خندیدی یا که بدونی نگاهت میکردم

وقتی از سر کمر درد و خرابی صندلی ها زنگ تفریح ها میشستم رو میز و صندلی معلم میخواستم بگم منم دوست دارم بهت نزدیک تر شم

وقتی سر کوچیک ترین چیز باهات دعوا کردم میخواستم بدونی روت حساسم

وقتی موقعی که اسم تو رو کاغذ می‌نوشت بهش گفتم شش کوچولو شو یادت رفته میخواستم بگم میدونم که رو چیا حساسی

و کلی وقتای دیگه

برچسب‌ها: Stormveil🩶
۱۴۰۵/۰۳/۰۹ 1:31 Valora

آمارگیر وبلاگ

© Soft moon,Wild dragon