Soft moon,Wild dragon

Soft moon,Wild dragon

چند وقت پیش تو چنلم نوشتم که خودمونیما ولی خیلی شانس اوردم که با این همه اتفاق من هیچ مرضی ندارم البته قبلش نوشتم که میدونم بزرگترین کسی که میتونه منو چشم بزنه خودمم‌از بعد اون پست دیگه هیچی درست پیش نرفتم.معده دردام شدیدتر شد.وقتایی که حالم بد بود پنیک میشدم و از شدت تنگی نفس و درد قفسه سینه سریع میرفتم بیرون تا هوا بخورم.هروقت استرس میگرفتم تپش قلب و لرزش دست داشتم.خب عالیه این زندگی

چند روزه یا شاید بهتره بگم دو هفته ست از درس افتادم.نیاز به یه محرک دارم تا راه بندازه منو.باید شروع کنم تا تموم شه!

فردا اول از همه باید برنامه ریزی کنم.خب برای گزینه دو ایندفعه هم طبق معمول اماده نیستم.بهونه م چیه؟ازمون های دی اینقدر طولانی شد که به هیچ کدوم از درسا خودم نرسیدم.یه سری بودجه رو مدرسه و ماز نرسیدن.در هر صورت نرسیدم!

باید اول یه برنامه خوب بنویسم فردا و بعد برم سر درس.یه ذره درسای دوازدهم رو بخونم برای ازمون جمعه.جمعه هم باید اول ریاضی بیضی رو بخونم چون تازه درس داده و تستاشو بزنم.

۱۴۰۴/۱۱/۱۶ 1:10 Valora

آمارگیر وبلاگ

© Soft moon,Wild dragon