Soft moon,Wild dragon

Soft moon,Wild dragon

شنبه ۱۰/۲۰

و باز هم این من بودم که بهشون زنگ زدم .این من بودم که با خوشحالی زنگ زدم و با ناراحتی قطع کردم .منی که با قلب چسب زدم زنگ زدم و با قلب شکسته قطع کرده. نمیفهمم واقعا چرا درس نمیگیرم؟البته الان ساعت ۵ غروبه و وقت برای زنگ زدنشون زیاده. ولی اگه نزنن چی؟ولش کن دیگه خستم.منم زنگ نمیزنم!

فقط میتونم بگم نگران رینا و پرگلم. کاشکی میتونستم از اونا هم خبر بگیرم.

هفت ساعت و ربع درس خوندم. به ۸۰ درصد کارایی که میخواستم رسیدم. الان میخوام برای فردا برنامه ریزی کنم. نمیدونم کی میخوام ولی باید بهتر پیش برم

آزمون هایی که مونده به ترتیب:

۱.ادبیات

۲.عربی

۳.فیزیک

۴.زیست

۵.شیمی

۶.دینی

۷.سلامت

که همشون پشت سر همن. خب برنامه ریزی کردم که به ترتیب بهشون برسم. مثلا امروز درس ۷ سلامت و درس ۶ دینی رو خوندم. فردا باید ده ساعت درس بخونم. بایدددددددد. به همه کارامم باید برسم. تا بتونم از این یه هفته استفاده کنم. دوست داشتم این دو هفته تعطیلی ویدیوهای ماز رو تموم میکردم ولی توف تو این اینترنت. هفته پیش که شمال بودم و نتونستم کاری کنم. این هفته بی اینترنتی!

فردا ساعت ۶ بیدار میشم. اول دینی میخونم بعد سلامت این دو تا که تموم شد میرم سمت زیست

۱۴۰۴/۱۱/۰۸ 17:10 Valora

آمارگیر وبلاگ

© Soft moon,Wild dragon