دستام یخه!
دعا میکنم فردا تعطیل شه؛امروز تنهام.البته که همیشه تنهام تا زمانی که اون نباشه ولی خب امروز حتی برای تظاهرم کسی کنارم نیست و من تا غروب باید تنها باشم.
از یه طرف به خاطر این گوشه گیری و تنها بودن ناراحتم از طرف دیگه خوشحالم که با همچین ادمای اشغالی رفیق نیستم
مغزم و پره و احساس میکنم هرچی میدوئم نمیرسم!اگه الان اون بیاد دم در و صدام کنه میشم خوشحال ترین ادم روی زمین؛
میخوام یه کاری کنم که اخر هفته ها برم کتابخونه.واقعا نیاز به یه انگیزه ای دارم.مخصوصا اخر هفته ها که تا ۹ یا ۱۰ صبح میخوابم.اینجوری باعث میشه که حداقل ۶ یا ۷ بیدار شم و همین الان که دارم تعریفش میکنم خوشحالم میکنه و باعث میشه قلبم تند بزنه!
۱۴۰۴/۰۸/۱۳ 9:6 Valora








