قهوه خوردم.برای دومین بار قهوه تلخ خوردم.واقعا بدنم درد میکرد و نمیتونستم بیدار بمونم.ولی به زوررررر خودمو زنده نگه داشتم.نمیخواستم وا بدم.چون میدونستم اگه بخوابم بعدش که بیدار شدم اون حسه میاد سمتم که نه تو یه ساعتو از دست دادی پس امروزتو خراب کردی و دیگه درس نمیخوندم.
خب کلاسم تموم شد.این قهوه بیشتر تپش قلبمو زیاد کرده تا اینکه پر انرژیم کنه.همه جام درد میکنه.امروز که صبح بیدار شدم اینقدرررر تن درد داشتم اینجوری بودم که واقعا من استراحت کردم؟
چشامم هنوز همونجوریه و دکتر امروز جواب نداد:)نمیدونم چه حکمتیه واقعاااا
فردا س نمیاد مدرسه.میدونستم امروز گفت ولی خب قطعی نبود.ولی من تصمیم گرفته بودم برم مدرسه.ولی الان که پیام داد واقعا یه جوری شدم.اینجوریم که خب منم بمونم خونه درس بخونم.نمیدونم واقعا.تصمیم گیری برام سخته.شیمی داریم و میخوام برم.(این داستان داره که چرا)ولی بقیش سلامت و دینیه.زنگ اخرم نداریم.نمیدونم واقعا چیکار کنم








