Soft moon,Wild dragon

Soft moon,Wild dragon

خستم!

نوشتنم نمیاد.خیلی خسته م.کاشکی مغزمو در میاوردم و یه کم به خودم استراحت میدادم.این روزا دلم استراحت میخواد ولی روزی ۷ تا ۱۰ ساعت دارم درس میخونم.چیزی که از نظر خودم کمه و باید بیشترش کنم.احساس میکنم اونجوری که باید نیست‌.تصمیم گرفتم برای هر بازه زمانی که میزارم برای درس گوشیو خیلی از خودم دور کنم که ذهنم نره سمتش.تلاشم میکنم که پرش ذهنی نداشته باشم.تمرکزم پایینه لامصب.

دیدی بعضی چیزا نیاز به جرقه دارن؟الان نیازمند جرقه ام.یه سوپرایز.یه خبر خوب.هرچی.مثل اون موقعی که فهمیدم رفيقم حالش خوب نیست و هرجور شده قرار گذاشتم برم کتابخونه پیشش.میدونی چیه.اینجوری حال خودمم خیلی خوب میشه.این انگار بیشتر یه حال خوب کنی و یه جایزه برای منه.منم دلم میخواد یکی این کارو برام بکنه.توقع ندارم از کسی.چون همه مشکلات خودشونو دارن.اره من اونیم که به خاطر اینکه س هیچ کادویی برای تولدم نگرفت هزار تا دلیل اوردم که خودمو راضی کنم هیچ مشکلی نیست‌.هیچ عمدی درکار نیست.هیچ منظوری از این کار نداره.چیزی که تو دوست داشته باشیو پیدا نکرده.وقت نکرده.درصورتی که هر روز بیرونه.پول نداشته.درصورتی که برای خودش رفته خرید.می بینی؟من خیلی مهربون تر از این حرفام.

الانم شکمم به شدت درد میکنه و دلیلشو نمیدونم؛میرم بخوابم.شب بخیر!

۱۴۰۴/۰۹/۲۱ 0:46 Valora

آمارگیر وبلاگ

© Soft moon,Wild dragon